معنی تحصیل کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) فراهم آوردن و جمع کردن و اندوختن و بدست آوردن و حاصل کردن و کسب کردن. (ناظم الاطباء): نبینی که به اندک مایه رنجی که بردم چه مقدار تحصیل راحت کردم؟ (گلستان). || جمع کردن مالیات. || کسب علم و دانش کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تحصیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر