معنی تحصیلداری
5 بازدید
[ تَ ] (حامص مرکب) شغل تحصیلدار. (ناظم الاطباء). عمل تحصیلدار. وصول مالیات و عوارض و امثال آن.
کلمات همقافیه با «تحصیلداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر