معنی تحصیب
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) ریگ درافکندن و سنگ انداختن. (تاج المصادر بیهقی) (آنندراج). || سنگ ریزه گستردن در مکان. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). || ساعتی به شب خفتن در مُحَصَّب که مابین مکه و منی است. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): ان عُمَرَ کان یری التحصیب سُنَّةً. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تحصیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر