معنی تحصب
6 بازدید
[ تَ حَ صْ صُ ] (ع مص) برآمدن کبوتر بسوی صحرا در طلب دانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تحصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر