معنی تحسید
8 بازدید
[ تَ ] (ع مص) حسد بردن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط): ان العرانین تلقاها محسدةً و لن تری للئام الناس حسادا. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تحسید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر