معنی تحریض کردن
5 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) گرم کردن. تشویق کردن. راغب کردن کسی را برای کاری : یکدیگر را بر عرفان قدر و خانهٔ کریم و کرم عمیم او تحریص و تحریض کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۲۶). رجوع به تحریض و تحریض دادن شود.
کلمات همقافیه با «تحریض کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر