معنی تحریص نمودن
5 بازدید
[ تَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) ترغیب نمودن. حریص گردانیدن. آزمند نمودن. در شغف انداختن : و چون سال عمر به هفت رسید مرا بر خواندن علم طب تحریص نمودند. (کلیله و دمنه). رجوع به تحریص شود.
کلمات همقافیه با «تحریص نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر