معنی تحذق
7 بازدید
[ تَ حَ ذْ ذُ ] (ع مص) خود را حاذق و زیرک نمودن بی آنکه باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تحذق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذق» برای سرودن شعر