معنی تحدس
6 بازدید
[ تَ حَ دْ دُ ] (ع مص) خبر خواستن در خفیه. (تاج المصادر بیهقی). تحدس اخبار یا تحدس از اخبار؛ تفحص آن. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء)؛ تخبر آن. (قطر المحیط). ارادهٔ دانستن چیزی کردن از راهی که بدان راه نبرند. (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تحدس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دس» برای سرودن شعر