معنی تحتیر
4 بازدید
[ تَ ] (ع مص) مهمانی بنا کردن. (تاج المصادر بیهقی). مهمانی خانهٔ نو دادن. (منتهی الارب). فراهم ساختن وکیرة. یقال: حتر لنا؛ ای وکر لنا. (اقرب الموارد). || تحتیر بیت؛ حِتْر برای خانه ساختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به حِتْر شود.
کلمات همقافیه با «تحتیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر