معنی تحتجلدی
5 بازدید
[ تَ تِ جِ ] (ص نسبی) زیرجلدی. زیر پوست: تزریق تحت جلدی؛ که مایع را زیر پوست بیمار دوانند.
کلمات همقافیه با «تحتجلدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر