معنی تحالق
4 بازدید
[ تَ لُ ] (ع مص) سر تراشیدن یکی دیگری را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ تَ لِ ] (اِخ) (یوم الـ ...) و یوم تحلاق اللمم نیز گویند و جنگ مزبور را از این رو بدین نام خوانند که یکی از دو گروه سرهای خویش را تراشیدند تا نشانهٔ میان ایشان باشد و آن جنگ میان بکر و تغلب روی داد. (از مجمع الامثال میدانی ص ۷۴۶). و رجوع به تحلاق و یوم شود.
کلمات همقافیه با «تحالق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر