معنی تحاض
6 بازدید
[ تَ حاض ض ] (ع مص) برانگیخته شدن گروهی. (منتهی الارب) (آنندراج). برانگیختن بعضی مر بعضی را. (ناظم الاطباء). تَحاثّ. (قطر المحیط) (اقرب الموارد). و منه قراءَة بعضهم : {/Bوَ لاََ تَحَاضُّونَ عَلی ََ طَعََامِ اَلْمِسْکِینِ .۱-۶۸۹:۱۸/} (قرآن ۸۹/۱۸). (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تحاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر