معنی تحاصب
6 بازدید
[ تَ صُ ] (ع مص) به یکدیگر سنگریزه انداختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط): و فی فتنة عثمان تحاصبوا فی المسجد حتی مااُبصر ادیم السماء. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تحاصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر