معنی تجهیز
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) دوانیدن اسب را بروی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || ساختن جهاز عروس و لشکر و مرده و مسافر و غازی و مانند آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از غیاث اللغات) (از فرهنگ نظام): {/Bوَ لَمََّا جَهَّزَهُمْ بِجَهََازِهِمْ قََالَ اِئْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ .۱-۱۰۱۲:۵۹/} (قرآن ۱۲/۵۹).
کلمات همقافیه با «تجهیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر