معنی تجنیس مطرف
4 بازدید
[ تَ سِ مُ طَرْ رَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) چنان بود که دو لفظ متجانس را همهٔ حروف متفق بود مگر حرف آخر، مثال از سخن نبوی: الخیل معقودٌ بنواصیها الخیر الی یوم القیامة. دیگر: الخائنُ خائفٌ. دیگر: دل کریم از آزار آزاد باشد. ابوبکر قهستانی گوید: تمتع بیوم مسعدالنجح مسعف و دع قول لاحٍ معنت النصح معنف. و این قصیده از اول تا آخر آراسته است بدین صنعت و صنعتهای خوب دیگر. معزی گوید: از شرار تیغ بودی بادساران را شراب وز طعان رمح بودی خاکساران را طعام. (حدایق السحر ص ۱۰). تجنیس مطرف آنست که متجانسان در جملهٔ حروف متفق باشند الا در حرف طرف یعنی حرف آخرین... و چون هر دو کلمه متقارب باشد در ترکیب آنرا اشتقاق و اقتضاب خوانند، چنانکه گفته اند: نوای تو ای خوب چهر نوآیین درآورد در کار من بی نوایی رهی گوی خوش ورنه بر راهوی زن که هرگز مبادم ز عشقت رهایی ز وصفت رسیده ست شاعر به شِعْری ََ ز نعتت گرفته ست راوی روایی. (المعجم چ ۱ مدرس رضوی ص ۲۵۵). و صاحب آنندراج این تعریف را برای تجنیس مضارع آورده است. رجوع به تجنیس مضارع شود. و نیز صاحب آنندراج برای این اصطلاح معنی دیگر آورده گوید: سوم [ از نوع ششم، تجنیس بالتخلیه ] مطرف یعنی متحد بودن اطراف دو لفظ و تباین در اواسط، چنانکه ظهوری گوید: از آن عارض لطافت می تراود از آن قامت قیامت می تراود. مقصود قامت و قیامت است.(از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تجنیس مطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر