معنی تجنیس مرکب

معنی تجنیس مرکب

5 بازدید
[ تَ سِ مُ رَکْ کَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) چنان بود که دو لفظ متجانس یکی یا هر دو مرکب بود و این دو نوع است، یکی آنکه در لفظ و خط متشابه باشند و دیگر آنکه در لفظ متشابه و در خط مختلف، این بازپسین را علی الخصوص تجنیس مفروق خوانند، مثال هر دو نوع از نثر تازی: اِن علتْ دولةُ اوغادٍ فَصنعُ اللََّه رائح او غادٍ. دیگر: کنتُ اطمع فی تجریبکَ و مَطایاالجهل تجری بک. مثال دیگر از نثر پارسی: تا زنده ام در راه مهر تو تازنده ام. من مرده نیم ولکن مردنیم. مثال هر دو گونه از شعر تازی: جعلتُ هدیتی لَکم سواکا و لم اَقصد به احداً سواکا بَعثت الیک عوداً من اراک رجاءً ان اَعُودَ و اَن اراکا. دیگر مفروق: کلکم قد اخذ الجامَ و لا جام لنا ما الذی ضَر مدیرالجام لو جاملنا. قطران گوید در دو نوع: من اندر غم وعدهٔ دیدن تو کنم با دل خویش دایم شمارا تو از مهر من یک زمان یاد ناری مگر مهربانی نباشد شما را. دیگر مفروق: سروبالایی که دارد بر سر سرو آفتاب آفت دلهاست و اندر دیدگان زآن آفت آب. وطواط (حدایق السحر). آنست که الفاظ متجانس یک کلمتی مفرد باشد و دیگری از دو کلمه مرکب بود، چنانکه شاعر گفته است: خورشید که نور دیدهٔ آفاق است تا بنده نشد پیش تو تابنده نشد. و دیگری گفته است: در راه تو تا زنده ام بر بوی تو تازنده ام. (المعجم ص ۲۵۳). نوع دوم مرکب تام و آن آوردن لفظ قلیل الحروف در مقابل لفظ کثیرالحروف است و این هم دو طریق دارد، یکی مرکب تام متفق است که یکی بسبب ترکیب متجانس شده و در همهٔ ارکان موافق گشته. مثال از مثنوی اهلی شیرازی: بر لب بحر از همه سو فارغم رسته ام از ناوک و سوفار غم. زکی مراغه ای: من کرده دعا گفته فلک آمینا تا به شود آن دو چشم بادامینا از دیدهٔ بدخواه ترا چشم رسید در دیدهٔ بدخواه تو باد آمینا. دوم مرکب تام مختلف است و این بر دو گونه است، اول آنکه ارکان متجانسین متفق باشد ورای حرکات. مثال از اهلی شیرازی: میل تو گر شد سوی دارالسلام من شدم اینک سوی دار السلام. رای دارالسلام در مصرع اول مضموم و در مصرع دوم ساکن است. دوم آنکه در کتابت مختلف باشند و در تلفظ موافق و آنرا تجنیس مفروق نامند. ظهوری: شب به گلگشت آمد از مه تاب برد صبحی از هر جلوه اش مهتاب برد. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «تجنیس مرکب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید