معنی تجنک
6 بازدید
[ تَ جِ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان اهلمرستاق در بخش مرکزی شهرستان آمل است که در پنج هزاروپانصدگزی باختر آمل و سه هزاروپانصدگزی باختر شوسهٔ آمل به محمودآباد قرار دارد. دشتی است معتدل و مرطوب و ۱۳۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمهٔ آغوزکتی و نهر لکونی و محصول آنجا برنج و کنف و مختصری غلات است. شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو ترجمهٔ وحید ص ۱۵۱ شود.[ تَ جِ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان جلال ازرک در بخش نور شهرستان بابل است که در سیزده هزار و پانصد گزی باختر بابل قرار دارد. دشتی معتدل و مرطوب است و ۴۹۵ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ کاری و محصول آنجا برنج و صیفی کاری و کنف و مختصری غلات و نیشکر و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو ترجمهٔ وحید ص ۱۶۰ شود.[ تَ جِ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان شهرخواست در بخش مرکزی شهرستان ساری است که در هفت هزاروپانصدگزی شمال ساری و چهارهزارگزی باختر شوسه قرار دارد. دشتی است معتدل و مرطوب و ۷۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن برنج و غلات و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). رجوع به سفرنامهٔ مازندران رابینو ترجمهٔ وحید ص ۱۶۱ شود.
کلمات همقافیه با «تجنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر