معنی تجلیگاه
6 بازدید
[ تَ جَ لْ لی ] (اِ مرکب) تجلی کده. (ناظم الاطباء): هوای تاخت بر جان آه گردید ولی چون شد تجلی گاه گردید. محمد زمان راسخ (از آنندراج). طپیدن ره ندارد در تجلی گاه حیرانی توان گر پای تا سر اشک شد نتوان چکید اینجا. بیدل (ایضاً). و رجوع به تجلی کده شود.
کلمات همقافیه با «تجلیگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر