معنی تجزیت
5 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) تجزیه: هیچ صاحب حزم و صافی عزم، بتفرقت ارواح و تجزیت ابدان و اشباح راضی نشود و با خصم جان بجان بکوشد. (سندبادنامه چ احمد آتش ص ۳۲۴). رجوع به تجزیه شود.
کلمات همقافیه با «تجزیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر