معنی تجره
6 بازدید
[ تَ جَ رْ رُ ] (ع مص) منکشف و آشکار گردیدن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان بهنام عرب بخش ورامین شهرستان تهران است که در ۱۶ هزارگزی جنوب خاور ورامین و سر راه نیمه شوسهٔ حصار حسن بک قرار دارد. جلگه ای معتدل است و ۵۸۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا صیفی و شغل اهالی زراعت است. راه ماشین رو دارد. و بنای امامزاده عون از آثار قدیمی آنجاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کوهپایه بخش نوبران شهرستان ساوه است که در ۱۲ هزارگزی شمال نوبران و ۱۲ هزارگزی راه عمومی واقع است و ۴۲۲ تن سکنه دارد. کوهستانی و سردسیر است و آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و بنشن و لبنیات و انگور و بادام و گردو است و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و بر بالای کوه تجره بنای امامزاده ای بنام شاهزاده مسلم از آثار قدیمی آنجا است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ تَ جَ رِ ] (اِخ) دهی جزء دهستان کزاز علیا بخش سربند شهرستان اراک است که در ۲۰ هزارگزی شمال خاور آستانه و ۱۲ هزارگزی راه عمومی قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است و ۵۳۱ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ هفته و محصول آنجا غلات و انگور و چغندر قند و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالی بافی است. راه مالرو دارد و اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ تَ جَ رِ ] (اِخ) دهی از دهستان جوشقان بخش میمهٔ شهرستان کاشان است که در ۳۳ هزارگزی شمال میمه و ۹ هزارگزی خاور شوسهٔ اصفهان به تهران قرار دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و سیب زمینی و بادام و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ تَ جَ رِ ] (اِخ) دهی از دهستان ده پیر بخش حومهٔ شهرستان خرم آباد است که در ۱۲ هزارگزی خاور خرم آباد و بر کنار جنوبی راه خرم آباد به بروجرد واقع است. جلگه ای است معتدل و ۹۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ آبستان و محصول آن غلات و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان آنان فرش و سیاه چادر بافی است. راه اتومبیل رو دارد و ساکنان آن از طایفهٔ سادات سیه وندند و برای تعلیف احشام به ییلاق و قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ تَ جَ رِ ] (اِخ) دهی از دهستان عربستان شهرستان گلپایگان است که در ۳۱ هزارگزی جنوب خاوری گلپایگان و بر کنار راه مالرو نیشان به رحمت آباد قرار دارد. کوهستانی و معتدل است و ۷۶۱ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و لبنیات و شغل مردم زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ تَ جَ رِ ] (اِخ) دهی از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان است که در ۷ هزارگزی شمال اردستان و یکهزار گزی خاور شوسهٔ اردستان به کاشان قرار دارد. جلگه ای معتدل است و ۱۰۵ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آنجا غلات و پنبه و شغل مردم زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «تجره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر