معنی تجرع افتادن
6 بازدید
[ تَ جَ رْ رُ اُ دَ ] (مص مرکب) نوشیده شدن. جرعه جرعه در گلو فرورفتن : چندانکه شربت مرگ تجرع افتد... (کلیله و دمنه)... و شربتهای تلخ که آنروز تجرع افتد واجب کند که محبت دنیا را بر دلها سرد کند. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «تجرع افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر