معنی تجذی
6 بازدید
[ تَ جَ ذْ ذی ] (ع مص) دم کشان بانگ کردن کبوتر، ماده را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تجذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر