معنی تجدید

معنی تجدید

7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) نو کردن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) (زوزنی) (غیاث اللغات) (آنندراج). نو کردن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). تازه و جدید کردن. (فرهنگ نظام). از سر کردن. (زوزنی). از سر نو ساختن. (غیاث اللغات). عوض و تبدیل نمودن. (فرهنگ نظام). از سر نوساختگی و نوکردگی و نو و تازگی. (ناظم الاطباء). و با فعل شدن و کردن و گردیدن مستعمل است. || ببریدن پستان شتر. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). پستان شتر ببریدن. (آنندراج). - تجدید بشره؛ پوست دادن بشره. (ناظم الاطباء). بر جای پوست فرسودهٔ بدن پوست تازه ای بوجود آمدن. - تجدید بنا؛ دوباره ساختن آن. بنای کهنی را با تغییراتی تازه کردن و یا بر جای آن ساختمان جدیدی بنا کردن - تجدید شباب؛ بازیافتن جوانی. جوانی را از سر گرفتن. خود را جوان نشان دادن. بار دیگر به نیروی جوانی رسیدن. - تجدید عهد؛ تازه کردن پیمان. عهد گذشته را مستحکم ساختن و آن را نافذ کردن : انفاذالرسل فی هذه الوقت الی قدرخان لتجدید العهد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۹۳). چون به بست رسید بمطالعهٔ اعمال و تجدید عهد احوال رعیت مشغول شد تا باری تعالی اسباب وصول بمقر عز و مکان ملک میسر گرداند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ سنگی ۴۰۷). - تجدید فراش؛ زن تازه گرفتن و نکاح نو کردن. (فرهنگ نظام). کنایه از بار دیگر زن گرفتن. دوباره زن کردن. - تجدید مرض؛ عود مرض. (ناظم الاطباء). بازگشت بیماری. - تجدید میثاق و منشور؛ تازه کردن آن : حق طاعت و ضراعت او بتیسیر امل و تقریر عمل بادا رسانید و بتجدید منشور ایالت او مثال داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ ص ۳۳۷). - تجدید نظر؛ بازاندیشیدن. دوباره تعمق کردن در کاری یا چیزی. - تجدید وضو؛ تازه کردن وضو. بار دیگر وضو گرفتن : در محضر عام آمد و تجدید وضو کرد آنسان که بود قاعده در مذهب جعفر.قاآنی. - تجدید هوا؛ هوای اطاقی یا جایی را عوض کردن. - عید تجدید؛ یکدفعه در انجیل یوحنا ۱۰: ۲۲ مذکور است و وضع تأسیس این عید برای یادگاری تقدیس هیکل و بنای مذبح بود بعد از آنکه یهودای مکابی سوریین را از آنجا اخراج نمود. امکابیان ۴: ۵۲ -۵۹. و این مطلب در سال ۱۶۴ ق.م. واقع شد و مدت زمان این عید هشت روز بود لکن واجب نبود که هر مردی به اورشلیم حاضر شود و نگه داشتن این عید هم مثل سایبانها بوده از ۲۵ کانون اول یعنی آن روزی که انطیوخس ابی فانوس در ۱۶۷ ق.م. هیکل را نجس و چرک نمود شروع میشد. (قاموس کتاب مقدس ص ۲۴۲).
[ تَ ] (اِ) معاد. در انجیل متی ۱۹: ۲۸ و در رسالهٔ تیطس ۳: ۵ یاد شده است. و در خصوص تفسیر این دو آیه مباحثات بسیار اتفاق افتاده است و قصد از لفظی که در انجیل متی یافت میشود یا تولد ثانی میباشد که متابعین مسیح خواهند یافت و یا برطرف شدن جمیع مطالب و تجدید یافتن آنها است در زمان مراجعت مسیح بدین دنیا یعنی در وقتیکه آسمان و زمین نو شوند؛ و تفسیر آخری بصواب نزدیک تر میباشد. اما غسل تولد نو و تجدید روح القدس که در آیهٔ دوم مذکور است قصد از آن فرمایشی است که مسیح به نیقودیموس فرموده: «اگر کسی از سر نو مولود نشود ملکوت خدا را نمیتواند دید» انجیل یوحنا ۳: ۳ و مسیحیان فرزندان خدا خوانده شده اند. انجیل یوحنا ۱: ۱۲ و ۱۳ و ایوب ۲:۲۹ و ۵: ۱ و ۴ و نیز رسالهٔ یعقوب ۱: ۱۸ و رسالهٔ اول پطرس ۱:۳ و ۲۳ وارد است که ایشان یعنی مسیحیان از خدا و یا بکلمهٔ خدا مولود شدند و این معنی در رسالهٔ دوم قرنتیان ۵: ۱۷ بخلقت جدید و در رسالهٔ رومیان ۱۲: ۲ بتازگی ذهن که همان تولد نو و تجدید روح القدس میباشد تفسیر گشته و در رسالهٔ افسسیان ۲:۶ بقیامت از موت و در رسالهٔ افسسیان ۲: ۱ و ۵ بزنده شدن با مسیح معنی شده است، لهذا تازگی آن است که شجر زندگی روحانی بمساعدت روح القدس و کلمهٔ خدا در نفس که بواسطهٔ ارتکاب گناهان مهجور گشته غرس شود تا بدان وسیله قادر بر ادراک امورات روحیه شده بطور تازه بر آنها معتقد گردد و پس از آن در ارتکاب امورات عدالت و مقاصد خیر شروع نماید. پس نفس توبه کار را ناچار است که نتایج تجدید و خوشحالی را که از معرفت اللََّه حاصل میشود دریابد و میل و محبت او نسبت بجمیع بنی نوع بشر تازه گردد. علی الخصوص میل و محبت ورزیدن نسبت برئیس ایمان بدین جهت هر آن نفسی که بمرتبهٔ تجدید نایل گردید نمیتواند میل و محبت نسبت بسایر تجدیدیافتگان بنی نوع خود ظاهر ننماید زیرا که همگی، ثانیاً به کلمهٔ خدا مولود گردیده اند. (قاموس کتاب مقدس صص ۲۴۱ -۲۴۲). با رجعت در مذهب شیعه مقایسه شود.

کلمات هم‌قافیه با «تجدید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید