معنی تجانس
6 بازدید
[ تَ نُ ] (ع مص) اتحاد در جنس (اقرب الموارد) (قطر المحیط): و مع التجانس التآنس. (اقرب الموارد). همجنس بودن. (فرهنگ نظام). مجانست. همانندی. || (اصطلاح علم کلام) تجانس و مجانست هر دو در اصطلاح علم کلام در مورد اتحاد جنس استعمال میشود. مانند: انسان و فرس که هر دو از اقسام وحدت میباشند. چنانکه در شرح مواقف و اطول بیان شده است و از استعمالات حکما استنباط شده معلوم گردیده است که حکما نیز تجانس را در مورد اتحاد جنس استعمال میکنند. (کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «تجانس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نس» برای سرودن شعر