معنی تجالید
6 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) تن مردم و کالبد وی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): فلان عظیم الاجلاد و التجالید؛ اذا کان ضخماً قوی الاعضاء. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تجالید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر