معنی تجازی
7 بازدید
[ تَ ] (ع مص) تجازی دَین بر کسی؛ تقاضای وام خود کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تقاضای وام کردن. (آنندراج): و کذلک تجازی بدینه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پاداش عمل خواستن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «تجازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر