معنی تثویب

معنی تثویب

6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بازگشتن بعد از آنکه رفته بود. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بازگردیدن. (آنندراج). برگشتن است که بعد از رفتن باشد. (شرح قاموس). || ایستادن در نماز. (شرح قاموس). || پاداش دادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (مجمل اللغة) (از اقرب الموارد) (ترجمان عادل بن علی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مزد دادن. (آنندراج): ثوب اللََّه زیداً مثوبة؛ پاداش داد او را. (اقرب الموارد). ثوبه اللََّه مثوبة. پاداش دهد او را خدا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ثوبه مثوبه؛ یعنی داد خدای تعالی او را مثوبه و پاداش بندگی. (شرح قاموس). || بدل کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تعویض. (تاج العروس ج ۱ ص ۱۶۹) (اقرب الموارد) عوض دادن. (شرح قاموس). در قطر المحیط تعریض آمده و ظاهراً خطای مطبعه است. || تثویب این است که بگوید بعد از اذان صبح و بامگاه الصلوة خیرٌ من النوم دو مرتبه در حالتی که برگردیدن از او ابتدا کردن باشد به او یعنی برگردد بهمان که ابتدا به او کرده و بحث می آید که لفظ مرتین معنی از این عبارتست و این عبارت را درست ازهری ذکر نموده چه در معنی تثویب گفته که تثویب مؤذن آن است که بعد از اذان گفتن میگوید الصلوة رحمکم اللََّه الصلوة پس میخواند مردم را بنماز عوداً بعد بدءٍ. (شرح قاموس). اذان گفتن و بعد اذان بار دیگر خواندن بهر نماز بکلمهٔ الصلوة رحمکم اللََّه یا بکلمهٔ قامت قامت والصلوة خیرٌ من النوم دوبار گفتن در اذان فجر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). در بانگ صبح دو بار الصلوة خیرٌ من النوم گفتن. (آنندراج). در اذان فجر الصلوة خیرٌ من النوم را دوبار گفتن. (قطر المحیط). در محیط مذکور است. که در زمان پیغمبر صلوََةاللََّه و سلامه علیه مرسوم بود که [ در ] اذان صبح یا بعد از آن دو نوبت میگفتند «الصلواة خیرٌ من النوم» سپس تابعین و اهل کوفه جملهٔ مذکوره را به حی علی الصلوة و حی علی الفلاح تبدیل نمودند و آن را دو مرتبه بین اذانین تکرار میکردند. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || دعوت کردن مؤذن مردمان را بنماز با گفتن حی علی الصلوة. (قطر المحیط). دعوت بنماز. (تاج العروس ج ۱ ص ۱۶۹). دعوت بسوی نماز. (شرح قاموس). دوبار گفتن دعا را. (قطر المحیط). برخی گفته اند تثویب تکرار دعا باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون). در جامع الرموز گوید: تثویب در لغت مکرر ساختن دعا است. (کشاف اصطلاح الفنون). || دوبار خواندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). دوبار خواندن است. (شرح قاموس). || بجامهٔ خود اشارت کردن فریاد خواستن را. (قطر المحیط). نمایاندن جامهٔ خود را تا دیده شود فریاد خواستن را. (اقرب الموارد). بانگ کنان چادر بر سر کاشتن برای خواندن کسی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تثویب دعاء است و این کلمه مأخوذ از ثوب میباشد چه آدمی در حال استغاثه جامهٔ خود بجنبش درآورد و دستها بلند کند تا کسی که بسوی او فریاد می فرستد او را ببیند و این عمل کیفیت حال داعی باشد و از کثرت هر دعائی را هم تثویب نامیدند. (کشاف اصطلاحات الفنون). || نافله خواندن بعد فریضه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). نماز بعد از نماز واجبی هم هست. (شرح قاموس). || پیاپی خواندن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (ترجمان عادل بن علی). || اقامت گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (قطر المحیط) (تاج العروس ج ۱ ص ۱۶۹).

کلمات هم‌قافیه با «تثویب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید