معنی تثنیة

معنی تثنیة

5 بازدید
[ تَ نِ یَ ] (ع مص) بدو کردن. (تاج المصادر بیهقی). دو تا کردن. (زوزنی) (آنندراج). دو گردانیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تثنیه عنق؛ خم کردن گردن را. || بدو نسبت کردن. || دوم گردانیدن. || ثنا کردن بر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بسبب پیری ارادهٔ ایستادن کردن و نتوانستن نه در اول مرتبه و نه در دوم و نه در سوم: فی المثل هو لایثنی و لایثلث. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بار دیگر کاری کردن. (یادداشت بخط مؤلف). || (اصطلاح صرف) و آن را مثنی نیز نامند و آن اسمی است که آخر آن الف یا یاء ماقبل مفتوح و نون مکسور شود تا دلالت کند بر دو فرد از یک جنس چون رَجُلانِ و رَجُلَینِ. صیغه ای از صیغ زبان عرب که در آن دو بودن نیز اراده شود چون ریتین، کعبتین و حرمین... تثنیه در فارسی نیست چه جمع فارسی جمع منطقی است یعنی از دو ببالا اطلاق شود برخلاف عربی که جمع آن جمع صرفی است. و از سه ببالا را شامل است. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا). || (اِ) دو تایی و عدد دوم از چیزی. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «تثنیة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید