معنی تثمل
8 بازدید
[ تَ ثَ مْ مُ ] (ع مص) تثمل ما فی الاناء؛ آشامیدن آنچه را که در خنور است. (از قطر المحیط) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تثمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر