معنی تثلم
4 بازدید
[ تَ ثَ لْ لُ ] (ع مص) رخنه دار گردیدن. (قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رخنه شدن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «تثلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر