معنی تثقیف
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) راست کردن نیزه. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (دهار) (آنندراج). راست کردن نیزه را به ثقاف. (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تعلیم و تهذیب و تلطیف کودک را. (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تثقیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر