معنی تثعم
6 بازدید
[ تَ ثَ عْ عُ ] (ع مص) بشگفتی آوردن. (از قطر المحیط): تثعمتنی ارض؛ در شگفت آورد مرا فلان زمین. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خوش آمد مرا. (شرح قاموس). رجوع به ذیل اقرب الموارد ص ۷۵ شود.
کلمات همقافیه با «تثعم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عم» برای سرودن شعر