معنی تثبیر
6 بازدید
[ تَ ] (ع مص) بازداشتن از حاجت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). حبس کردن چیزی بر کسی. (از قطر المحیط). حبس کردن. (شرح قاموس). حبس کردن چیزی را. (تاج العروس ج ۳ ص ۷۲).
کلمات همقافیه با «تثبیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر