معنی تتنک
7 بازدید
[ تَ نَ ] (اِ) بمعنی تبنک مرقوم یعنی قالب ریخته. (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۸۱ ب). بوته و دریچهٔ زرگری. (ناظم الاطباء).[ ] (اِخ) ده کوچکی از دهستان وشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین است و ۱۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «تتنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر