معنی تتنن
7 بازدید
[ تَ تَ نْ نُ ] (ع مص) دوستان را گذاشتن و با اغیار پیوستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تنتنة؛ یکی مصحف دیگریست. (قطر المحیط). رجوع به تنتنه شود.
کلمات همقافیه با «تتنن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نن» برای سرودن شعر