معنی تتم
7 بازدید
[ تُ تُ ] (اِ) بمعنی سماق است که در آش و طعام کنند. (برهان). سماق. (از فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) (آنندراج). ترشاوه ای است که آن را ترشی نیز خوانند. بتازیش سماق گویند. (شرفنامهٔ منیری). سماق که ثمر ترش مأکول است. (فرهنگ نظام). بفتح اول و ضم ثانی [ تَتُم ] نیز همین معنی دارد و بضم اول و سکون ثانی [ تُتم ] هم بنظر آمده است. (برهان). رجوع به تتماج و سماق شود.[ تُ تِ ] (اِ) رجوع به توتم شود.
کلمات همقافیه با «تتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر