معنی تترا

معنی تترا

6 بازدید
[ تَ ] (هزوارش، اِ) بلغت زند و پازند تابستان را گویند که در مقابل زمستان است. (برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج). هزوارش «تترا» پهلوی همین تابستان. (حاشیهٔ برهان چ معین).
[ تِ ] (اِ) خروس کولی، بدنوس. (فرهنگ فرانسه به فارسی سعید نفیسی) نوعی مرغ از خانوداهٔ گالی ناسه که آن را بزبان عامیانه خروس کولی گویند. از پرندگان نسبةً بزرگ و قوی است با رنگی سیاه که سینه اش سبز زنگاری و شکمش سفید است. این مرغ در جنگلهای کوهستانی زندگی میکند و گوشت آن بسیار مطبوع است. رجوع به خروس کولی شود. <۵۳۰۶۴۰۰۵۰۱۶۴۲۵۰۱>...
[ تِ ] (یونانی، پیشوند) مأخوذ از «تسارا» و «تتارا» ی یونانی بمعنی چهار و پیشاوندی است که با بسیاری از کلمات ترکیب میگردد و بیشتر در اصطلاحات علمی و بمعنی چهارتائی متداول است. چنانکه در شیمی برای نامگذاری ترکیبات چهارظرفیتی بکار میرود. مثلاً کربن که عنصری است چهارظرفیتی در ترکیب با کلر بصورت تتراکلرور کربن ظاهر میشود و در کلماتی چون «تتراکورد» بمعنی نوعی از چنگ های قدیم که دارای چهار سیم بود و «تتراداکتیل» چهارانگشتی و «تتراادر» چهاروجهی و «تتراسیلاب»، چهارسیلابی و «تتراپود» چهارپا و غیره آشکار میشود. رجوع به ترکیب های تترا شود.
[ تِ ] (یونانی، پیشوند) مأخوذ از «تسارا» و «تتارا» ی یونانی بمعنی چهار و پیشاوندی است که با بسیاری از کلمات ترکیب میگردد و بیشتر در اصطلاحات علمی و بمعنی چهارتائی متداول است. چنانکه در شیمی برای نامگذاری ترکیبات چهارظرفیتی بکار میرود. مثلاً کربن که عنصری است چهارظرفیتی در ترکیب با کلر بصورت تتراکلرور کربن ظاهر میشود و در کلماتی چون «تتراکورد» بمعنی نوعی از چنگ های قدیم که دارای چهار سیم بود و «تتراداکتیل» چهارانگشتی و «تتراادر» چهاروجهی و «تتراسیلاب»، چهارسیلابی و «تتراپود» چهارپا و غیره آشکار میشود. رجوع به ترکیب های تترا شود.

کلمات هم‌قافیه با «تترا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «را» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید