معنی تتبین
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) باریک کردن. (تاج المصادر بیهقی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ سازمان ورق ۱۸۰ ب). باریک بینی کردن. (قطر المحیط). ریزه کاری و باریک بینی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به تاج العروس ج ۹ ص ۱۵۲ شود. || کاه در کاهدان گذاشتن. (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تتبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر