معنی تتالیان
6 بازدید
[ تِ ] (اِخ) قومی که پسر پادشاه آن، ارشک بزرگ، بر آن تیوخوس شورید و پارتها را از قید حکومت مقدونیها خلاص کرد. رجوع به ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۹۵ و ۲۵۹۷ شود.[ تِ ] (اِخ) قومی که پسر پادشاه آن، ارشک بزرگ، بر آن تیوخوس شورید و پارتها را از قید حکومت مقدونیها خلاص کرد. رجوع به ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۹۵ و ۲۵۹۷ شود.
کلمات همقافیه با «تتالیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر