معنی تب چهارم
5 بازدید
[ تَ بِ چَ / چِ رُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) تب ربع. حمی ربع. حمی الربع: ارباع؛ تب چهارم آمدن. (تاج المصادر بیهقی): قرقیهان... تب چهارم ببرد. (الابنیة عن حقایق الادویة). و در حدود کیکانان پیش شیر شد و تب چهارم میداشت و عادت چنان داشت که چون شیر پیش آمدی خشتی کوتاه دسته قوی بدست گرفتی و نیزهٔ سطبر کوتاه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۲۰). رجوع به تب ربع و حمی ربع شود.
کلمات همقافیه با «تب چهارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر