معنی تب نیاز
6 بازدید
[ تَ بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) بهمین صورت در دو بیت از خاقانی آمده و تعریفی برای آن در فرهنگ ها دیده نشد: تا خون نگشادم از رگ جان تب های نیاز من نبستی.خاقانی. او شیر و نیستانش دواتست لاجرم برَّد تب نیاز به نیشکر سخاش. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۲۳۷).
کلمات همقافیه با «تب نیاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر