معنی تب نشستن
7 بازدید
[ تَ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) ساکن شدن تب. (از آنندراج): از وصل لبت شوق دل از پا ننشیند این تب بمداوای مسیحا ننشیند. محسن تأثیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تب نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر