معنی تب مطبقه
5 بازدید
[ تَ بِ مُ بِ قَ / قِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) تب دموی لازم است و بر دو نوع بود: یکی از عفونت خون در عروق و خارج عروق خیزد و دیگری از سخونت خون و غلیان آن بدون عفونت. (از بحر الجواهر).
کلمات همقافیه با «تب مطبقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر