معنی تب لازم
5 بازدید
[ تَ بِ زِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حمای لازم. تب بندی. تب دائم. تب یک بندی. || گاه از آن سل اراده کنند. رجوع به تب و حمی و دیگر ترکیب های این دو شود.
کلمات همقافیه با «تب لازم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زم» برای سرودن شعر