معنی تب ریختن
4 بازدید
[ تَ تَ ] (مص مرکب) پایان یافتن تب. قطع شدن تب. دور شدن تب : اگر گرد رهشان شود بیشه گرد تب از پیکر شیر ریزد چو گرد. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تب ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر