معنی تب بریدن
5 بازدید
[ تَ بُ دَ ] (مص مرکب) بریدن تب. قطع شدن تب : نی کلکش به نیشکر ماند کز پی تب بریدن بشر است.خاقانی.
کلمات همقافیه با «تب بریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر