معنی تبک
6 بازدید
[ تَ ] (اِ) در فرهنگ اسدی چ پاول هورن آمده: «تبک، قز باشد که بجوراب و کلاه بافند. رودکی گفت : فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامهٔ خانه بتبک فاخته گون آب . (فرهنگ اسدی. چ هورن ص ۶۷). و نیز رجوع به کتاب احوال و اشعار رودکی ج ۳ ص ۱۰۵۰ شود. در فرهنگ اسدی چ اقبال این کلمه بصورت «بتیک» آمده، این چنین: «بتیک، کژ باشد که بکلاه و جوراب کنند. رودکی گفت...». (فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۲۷۹). و مرحوم دهخدا در یادداشتی نوشته اند: «نمیدانم مراد از بتیک چیست و چگونه این شعر شاهد آن است.».
کلمات همقافیه با «تبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر