معنی تبویب
5 بازدید
[ تَ ] (ع مص) در بابش نشاندن. (تاج المصادر بیهقی). باب باب کردن. (زوزنی) (دهار) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تبویب کتاب؛ تقسیم آن به ابواب. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). باب باب قرار دادن کتاب و نوشته. (فرهنگ نظام): یقال ابواب مبوّبة کما یقال اصناف مصنفة. (منتهی الارب). و سلکت فی ترتیبه و تبویبه مسلکاً غریباً. (مقدمهٔ ابن خلدون چ بهیة ص ۴).
کلمات همقافیه با «تبویب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر