معنی تبهروزگار
6 بازدید
[ تَ بَ هْ ] (ص مرکب) تبه روز. تباه روز؛ که روزگارش تباه باشد. رجوع به تباه و تبه و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تبهروزگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر